اول عيد
روز اول عيد خانم "م" زنگ زد
-آقاي دكتر "م" بيدار نميشه
- يعني چي
- لب ها و دست و پاش كبود شده
- آب هم روش ريختي بيدارش كن
- بيدار شد
- آره آقاي دكتر گيجه، باز مي خواد بخوابه
- نذار بخوابه بلندش كن ببرش بيرون از اطاق و هر چه زودتر بيا مطب (قالب تهي كردم دپرسيون تنفسي، به سختي طوري حرف زدم كه دست پاچه نشه)
همينجور در طي راه باش صحبت كردم، كبودي دست و پا ازبين رفته بود
به دكتر احمدي زنگ زدم، بيمارستان بود، گفت سريع بيايد بيمارستان
- با افشين به مطب رسيدم، كپسول اكسيژن و داروهاي اورژانس را آماده كرديم
- آقاي "م" با خانومش و راننده اش اومد، گيج و منگ بود و ميگفت سرم درد ميكنه
- خب آقاي "م" چي مصرف كردي؟
- هيچي آقاي دكتر فقط متادون
- مشروب چي؟
- نه آقاي دكتر
- متادون اشتباهي زياد نخوردي؟
- خانومش گفت: نه آقاي دكتر متادون و خودم بهش مي دهم
(يك آمپول نالوكسان واسش زدم و آرام آرام سردردشو با هيپنوتيزم اريكسوني برطرف كردم، ولي چيزي كه ذهنمو مشغول كرده بود، دپرسيون تنفسي و خواب آلودگيش بود)
- خب قرص چي خوردي؟
- آقاي دكتر فقط قرص هايي كه خودت دادي، پوكسايد، زولپيرست
- (با خودم فكر مي كردم، نكنه زولپيرست باعث اين وضعيت شده؟ جديده و شايد اين عارضش شناخته شده نيست)
- آقاي دكتر يك مشكل ديگه هم دارم
- چي
- صد بار مي رم دستشويي اما ادرادم به سختي مياد
- در ذهنم جرقه اي زده شد
- كلروديازپكسايد (ولي در خانواده بنزوديازپين ها اين ضعيف ترينه به بيش از صد بيمار دادم و مشكلي پيش نيامده)
- عوارض را نگاه كردم
- كابوس نديدي
- آره آقاي دكتر
- خانومش گفت: آقاي دكتر ديشب دستشويي بود توهم داشت!
- چطور؟
- مي گفت تو افشين اونجا ايستاديد و مي خواهيد از من آزمايش بگيريد
- سر درد، احتباس و تكرر ادرار، توهم و اختلال شناختي، دپرسيون تنفسي، خودش بود عوارض پوكسايد
- هيچ مشكلي نيست، با خيال راحت متادونتو استفاده كن، تو به پوكسايد حساسيت داري، بخصوص وقتي كه با متادون و داروهايي از اين قبيل استفاده بشه
- فقط با من در تماس باشيد.
- دكتر احمدي زنگ زد: دكتر تيم آماده است
- خيلي ممنونم آقاي دكتر حل شد.
با افشين به مهماني برگشتم.

